وارش اسپرت – تارنماي هواداران داماش گيلان : با گذشت بيش از 72 ساعت از بازي ملوان استيل آذين انزلی و داماش گيلان ، در اين نوشته تفصیلی و در هفت قسمت مختلف به مسائل مختلف مربوط به داماش در اين روزها پرداخته شده است .
اول : درخشان با نتايج درخشان
به نظر مي رسد کوپن حميد درخشان سرمربي فعلي داماش گيلان با شکستي که در بازي داربي گيلان به دست آورد به نوعي تمام شده باشد .در طول هفته هاي گذشته هرچقدر هم که مشکلات شديد و غرض ورزانه داوري دامن گير داماش شده باشد اما حميد درخشان با نتايج درخشان 6 هفته اخير خود نشان داده که هنوز نتوانسته است راهکاري براي گريز از اين بحران نتيجه گيري پيدا کند .
متن کامل در ادامه مطلب

داماش ِ درخشان طي هفته هاي گذشته اکثرا بازيهاي نسبتا زيبايي را بر روي نبوغ بازيکنان و يا گاها تاکتيک درنظرگرفته شده از سوي سرمربي خود نشان داده است اما به نظر مي رسد حميد درخشان به نوعي با بن بست تاکتيکي مواجه شده است چرا که او نتوانسته هيچ راهکاري را براي موفقيت داماش پيدا کند و با تعويض هاي وي در جريان بازي نيز به جاي بازگشايي گره ، گره اي ديگر ظهور مي کند! سرمربي داماش بايد در تفکرات تاکتيکي خود اصلاحاتي را در نظر بگيرد تا موفق شود چرا که مطمئنا بازي هفته جاري با پيکان تهران آخرين فرصت درخشان از ديد هواداران خواهد بود ؛ آنها فقط نتيجه و موفقيت داماش شان را مي خواهند …

دوم : مديريت اين روزها
به نظر کمتر کسی باشد که گذر از بحران بي مالکيتي سال گذشته رابه مديريت عابديني در کنار سعه صدر و تعصب هواداران داماش گيلان نسبت ندهد ، اما شاید عابديني امسال ناخواسته موجبات عدم نتيجه گيري داماش شده باشد !!
مشکلات شديد داوري و غرض ورزي ها فدراسيون نشين ها در برخورد با داماش و هوادارانش که خود عابديني آن را به صراحت کلام خود نسبت مي دهد و حتي به همين دليل تصميم به استعفا مي گيرد از يک طرف و عدم هزينه کردن مالک جوان داماش که در برخي محافل اين مسئله را به حضور مديرعامل داماش نسبت مي دهند از طرف ديگر سبب شد تا تيم خوب داماش نتواند آنطور که بايد نتيجه بگيرد …
در خصوص مورد دوم که البته به هيچ وجه قصد تائيد آن را نداريم بايد بگوييم که در برخي محافل گفته مي شود که اين خرج نکردن ها و بحران مالي به محبوبيت عابديني در بين هواداران داماش و زیر بلیط قرار گرفتن مالکین داماش ارتباط داده شده است! البته در دو جلسه اي که روز چهارشنبه گذشته و با حضور مالک ، مديرعامل و سرمربي داماش برگزار شد به نظر اين مسئله تکذيب شد و حتي شهرام قويدل عنوان کرد که معوقات مالي تا پايان بهمن ماه پرداخت مي شود…
بايد منتظر بمانيم و ببينيم که وعده مالک محترم داماش که در ابتداي ورودش قول هاي زيادي را به هواداران داماش گيلان داده بود تا چه حد اجرايي خواهد شد . وعده هايي که با عدم موفقيت در طرح هاي اقتصادي فعلا رنگ از رخسار پرانده است …
اینکه مدیرعامل داماش قصد جدایی کرده نیز خود جای بحث دارد اما ایشان خود بهتر میداند که با رفتنش آن هم در میانه راه لیگ باری از کوله بار مشکلات داماش کم نمی شود ، بلکه احتمالا بحران دیگری از جنس مدیریتی اضافه خواهد شد ! بحرانی که فصل گذشته دامن شاهین بوشهر را گرفت…
سوم : کميته اشاعه بي انضباطي
حسن زاده مسئول به اصطلاح گيلاني کميته انضباطي در ادامه سياست هاي يک بام و دو (چند) هواي خود ، پس از داربي گيلان نيز اظهار داشت که هيچ مورد خاص انضباطي اي در اين ديدار رخ نداده است! گويا نه تنها در انزلي بلکه در تمامي بازي هاي ليگ ايشان يا پنبه در گوش هاي مبارک مي گذارند يا اينکه مشغول به گوش دادن موزيک با صداي بلند هستند که فحاشي ها و تحلفات را نمي شنوند و نمي بينند!
براي زير سوال بردن کارنامه کميته انضباطي در دوران رياست حسن زاده فقط کافيست به آراي صادره او در خصوص تخلفات ديدار تراکتور- استقلال و داربي هاي تهران و مقايسه آن با آراي صادره در خصوص داماش اشاره کرد . جالب اينجاست که وقتي ايشان قصد داشتند تا داماش را براي بار دوم در فصل جاري به خاطر هيچ محروم کنند به سابقه اي که خود براي اين تيم بي دفاع رقم زده اند اشاره مي کنند!
البته حسن زاده نشان داده است که همواره پرچم او با جهت وزش باد رسانه ها به حرکت در مي آيد که اين لزوم تلاش بيشتر مسئولين داماش در عرصه رسانه اي را طلب مي کند .
چهارم : مشکلات داوري و فدراسيون
در برنامه هاي تلويزيوني همواره به اشتباهات برجسته داوري پرداخته مي شود حال آنکه گاهي سوت هاي پي در پي ريز نادرست داور يک مسابقه نيز مي تواند بر روي روح و روان هواداران و بازيکنان يک تيم تاثير بسيار منفي برجاي بگذارد . روند سوت هاي ريز و درشت داوري برعليه داماش در بازي هاي اخير به نحو چشمگير و عجيبي افزايش يافته است .
اين به اصطلاح اشتباهات داوري در سه بازي اخير از جمله داربي گيلان به اوج خود رسيده است تا در کنار برخي اشتباهات تاکتيکي سرمربي داماش موجبات سه باخت پي در پي را براي داماش فراهم کند .
روند جو رسانه اي بر عليه تيم پرطرفدار داماش ، آراي کميته انضباطي ، مشکلات شديد داوري برعليه داماش و … همه هواداران و مسئولين داماش را به اين نتيجه رسانده است که اشخاص زيادي هستند که دوست ندارند تيم محبوب شهر باران در ليگ برتر حضور داشته باشد و در اين راستا از هيچ کوششي دريغ نمي کنند !
حتي مديرعامل داماش نيز از شرايط فعلي به ستوه آمده و چند روز قبل ضمن تماس با تعدادي از مسئولين رده بالاي فدراسيون عنوان داشت که با فيلم هاي بازي هاي اخير به فدارسيون خواهد رفت و خواستار شنيدن توضيحات قانع کننده راجع به داوري ها است!

پنجم : تماشاگران داماش و ملوان
سه روز قبل ديدار داماش و ملوان ملقب به داربي گيلان در انزلي برگزار شد . در حالي که هواداران ملوان همواره مدعي پرهوادار بودن بوده اند با حضور سه هزار نفري خود در اين ديدار نشان دادند که اين حرف تنها يک ادعاست و اين درحالي است که بيش از هزار ودويست هوادار داماش از جاي جاي رشت و استان گيلان و در شرايط امنيتي و فرهنگي نامناسب، جايگاه مهمان استاديوم محقر تختي انزلي را به تسخير در آوردند .
هواداران در اين فصل مدعي فرهنگ شده ملوان در اين ديدار بارها و بارها به هواداران داماش و مردم کلانشهر رشت توهين و هتاکي کردند ؛ هتاکي و توهيني که به نظر با برنامه اي از پيش تعئين شده از سوي اعضاي کادرفني و مديريتي ملوان و برخي عوامل رسانه اي تکذيب شد !

ششم : باشگاه ملوان و آقاي مديررسانه
مديران رسانه هر باشگاه در واقع مسئول ارتباط هر باشگاه با رسانه ها و در واقع خبرپراکني باشگاه مربوطه هستند اما داستان مدير رسانه اي امسال ملوان نيز در نوع خود جالب توجه است! مدير رسانه اي ملوان که در کنفرانس هاي مطبوعاتي به خاطر محدوديتي که با آن رو به رو است برعکس ساير همکاران خود در کنار سرمربي تيم خود نمي نشيند و هر از گاهي در تعريف و تمجيد از مديران بالادست خود ظهور مي کنند، جديدا بيانيه ديگري را صادر کردند تا بيشتر به خبره بودن ايشان در امور محوله پي ببريم .
ايشان در بخشي از بيانيه اخير و در پاسخ به مدير رسانه اي داماش، هواداران ملوان را مبرا از هر گونه توهين و هتاکي دانسته و اعلام کردند که در بازي رفت هواداران اين تيم سنگ پراني نکرده اند . به ايشان توصيه مي کنيم اگر احيانا توهين هاي نود دقيقه اي هواداران ملوان در بازي برگشت را نشنيده اند حتما به يک پزشک گوش مراجعه کنند؛ سند فحاشي شديد به داور بازي رفت و سنگ پراني هاي بازي برگشت به اتوبوس ها هم جاي خود…
در بخش ديگري آمده است : " هرچند که در کنفرانس مطبوعاتي خبرنگاران حاضر به دليل نتايج ضعيف تيم داماش مدت زمان طولاني سوالات منتقدانه زيادي از سرمربي تيم داماش پرسيدند که اکثر اين دوستان خبرنگاران رشتي بودند که بدليل نتايج ضعيف تيم داماش نگران وضعيت تيم محبوب خود بودند "
بايد عنوان کنيم به نظر مي رسد با توجه به اينکه حاضرين در کنفرانس هاي خبري بازي هاي ملوان اکثرا هوادار هستند تا خبرنگار ايشان معني خبرنگار را درک نکرده اند ! وقتي که واژه "خبرنگار رشتي" به "تيم محبوب" ارتباط داده مي شود در واقع واژه خبرنگار زيرسوال برده مي شود چرا که خبرنگار هيچگاه نبايد علاقه اي به سمت وسوي خاص داشته باشد يا حداقل نبايد آن را بروز دهد…البته مدير رسانه ملوان تقصيري ندارد چرا که در کنفرانس خبري بازي داربي شاهد بوديم که چگونه يک عکاس ِ هوادار به جاي خبرنگار سوال که نه به مجادله با مربي داماش مي پردازد و در نقطه اي ديگر باز يک هوادار با خبرنگار به صرف نوشتن مطالب منتقدانه در رسانه خود درگير مي شود !
پرداختن به قسمت هاي مختلف اين بيانيه مضحک تعريف و تمجيد از مدير بالا دست و کري گونه ، در حوصله اين مطلب نمي گنجند چرا که گمان مي کنيم مباحث مطروحه در بيانيه نويسي هاي مدير رسانه ملوان همچون بيانيه اي که براي سرپرست پرسپوليس نوشته بود کار خود وي نيست!
توصيه دوستانه ما به اين برادر بزرگوار اين است تا بيش از اين خود و مسئوليت شان را زير سوال نبردند ، در همان سايت رسمي ملوان و با همان مطالب دو خطي از مديرعامل و مالک تيم خود تعريف کنند و يا اينکه همچون گذشته و به مانند ساير هواداران تيم محبوب خود از روي سکوها به حمايت از ملوان بپردازند …

هفتم (پايان نوشت) : فرهنگستان!
از قديم الايام بازي هاي مابين تيم هاي رشت و انزلي با حواشي خاصي بر روي سکوها رو به رو بود، اما به ناگاه شخصي پيش از بازي رفت دو تيم در فصل جاري تصميم گرفت تا پرچمدار فرهنگ و ادب شود و اينکار را هم از مردم با فرهنگ حاضر در استاديوم انزلي آغاز کند! او کسي نبود جز صادق درودگر که سابقه درخشاني همچون اشاعه فرهنگ با زدن چک (سيلي) به صورت بازيکن فوتسال را در پرونده خود داشت… ايشان در راستاي فرهنگ سازي خود گاه و بي گاه پيامک هاي همراه با طعنه و توهين براي مردم شهر باران هاي نقره اي، رشت ارسال مي کرد .
درودگر بزرگ هيچگاه از تلاش براي فرهنگ سازي کوتاه نيامد که به عنوان نمونه مي توان به ادبيات زيبا و منحصر به فرد وي در جرايد، برنامه تلويزيوني سکو و يا جمله…(بوق!) در پاسخ به خبرنگاري که از اشاعه فرهنگ پرسيده بود اشاره کرد .

ايشان در ادامه حتي در انجام فعاليت هاي فرهنگي خود پاي را فراتر گذاشتند و با انجام امور محوله تدارکات تيم به توزيع پيراهن هاي ملوان بين عکاسان انزليچي پرداختند .
بالاخره روز موعود فرا رسيد… روزي که ماحصل تلاش هاي فرهنگي پنهان و هويداي ايشان در استاديوم محقر تختي بندر انزلي به نمايش درآمد!
مديرعامل ملوان کارش رو به خوبي انجام داده بود و در حالي که تنها کمتر از سه هزار هوادار ملوان در استاديوم حاضر بودند از همان بدو ورود هواداران داماش، شعارهاي فرهنگي هواداران ملوان خطاب به هواداران داماش و مردم رشت سرداده شد…تماشاگران با فرهنگ انزليچي داربي با به ثمر رساندن گل دوم عنان کار از کف دادند وتا پايان شب شعري را برپا کردند … هرچند که به نظر مي رسد رئيس کميته انضباطي در گوش هاي مبارک پنبه فرو کردند ،چرا که اظهار داشتند هيچ اتفاق خاصي در داربي گيلان به وقوع نپيوسته تا با اين جمله هواداران داماش از اينکه چرا اين کارهاي فرهنگي لايق تشويق از چشم و گوش ايشان دورمانده رنجيده خاطر شوند.
البته بايد بگوييم اشاعه فرهنگ تنها به استاديوم انزلي خلاصه نشد و در راه بازگشت هواداران داماش ، تماشاگران ملوان که قصد داشتند به سمت اتوبوس هاي مهمانان داماشي خود گل پرتاب کنند و از آنجا که يافتن گل در فصل زمستان کمي سخت بود ، سنگ پرتاب کردند تا لااقل چيزي را در جهت بدرقه پرتاب کرده باشند !
اما با تمام اين تفاسير هواداران داماش از يک چيز خوشحال اند و آن اينکه تمام اين اتفاقات ميمون و مبارک از چشم برنامه تلويزيوني سکو و تمامي بينندگانش دور نماند…
آنجا که امير حاج رضايي کارشناس غير گيلاني هم حتي با آنکه اين مسابقه را از نزديک (و شايد حتي از دورهم !) نديده بود ، جو استاديوم را کاملا فرهنگي توصيف مي کند و مهر تائيد نيز 67 درصد آراي بينندگان اين برنامه تلويزيوني به گزينه جو بهتر استاديوم نسبت به گذشته بود !