وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان:
عدالت در فوتبال! هر روز دريغ از ديروز…
در تاريخ پر فراز و نشيب بشري همواره "عدالت" ارزشي ستودني بوده و از آن به عنوان يک حقيقت مطلق ياد شده؛ حقيقتي که در آن رنگ، نژاد، زبان، وضعيت اقتصادي و اجتماعي افراد عامل تفوق و برتري نبوده و تنها معيار آن "حق" است و "برابري" همه در قبال آنچه که استحقاقش را دارند ، حال چه اين شايستگي و استحقاق در بعد هنجارها و تشويق باشد و يا ناهنجاري ها و تنبيه…
وقتي در امر ورزش که خود از عوامل تعالي روحي و جسمي جامعه است به مقوله عدالت مي رسيم، احساس نياز به حساسيت و ظرافت بيشتراز طرف عاملين و ضابطين اين امر نمود بيشتري پيدا مي کند چرا که با توجه به گستردگي فراگيري ورزش و بالاخص فوتبال و نفوذ آن در قشر پويا، فعال و از طرفي احساسي تر جامعه يعني جوانان، هرگونه سهل انگاري و يا بي تفاوتي ، باعث لطمات جبران ناپذير و هم چنين سلب اطمينان در قشر مخاطب مي شود. جواناني که با توجه به اقتضاعات دوران جوانيشان، با هرگونه تضييع حق و يا نگرفتن پاداش به موقع و به جا براي هنجارهايشان، روي آوردن به ناهنجاري برايشان ساده ترين راه تقابل مي باشد…
متن کامل در ادامه مطلب
متاسفانه چند صباحي ست که در بالاترين مرجع انضباطي فدراسيون فوتبال، شاهد رفتارهاي نامانوس و دوگانه با چاشني سياست يک بام و دوهوا هستيم و تفاوتهاي فاحشي در اجراي عدالت، در قبال تيم هاي مختلف و هوادارانشان به وضوح ديده مي شود که اين امر نه تنها زيبنده نيست بلکه زمينه را در جهت بي تفاوتي تيمها و هوادارانشان در جهت سوق يافتن به امور فرهنگي و دوري از ناهنجاري، فراهم مينمايد.
داماش گيلان ، تيمي با هواداران فراوان و پرشور در سراسر شمال کشور، مدتي است به ناحق سوژه اصلي کميته انضباطي و عاملين آن در جهت اجراي قوانين و قدرتنمايي برخي فرصت طلبان ، قرار گرفته ، به نحوي که ديدن اسم "داماش" در اکثر احکام صادره از سوي اين کميته به امري بديهي تبديل گشته که اين خود از نشانه هاي بارز عدم مديريت درست و اصولي در زمينه تحقق عدالت در ورزش و فوتبال است و حتي افکار را به سمت و سوي اين قضيه سوق مي دهد که صدور اين احکام و رفتارهاي دوگانه، ناشي از تسويه حسابهاي شخصي برخي آقايان با داماش و مديران و هواداران آن است…آنها که آب و هواي هميشه بهاري گيلان و رشت طبعشان را لطيف ميکند و در ورزشگاه هواداران را شايسته تشويق دانسته و پشت ميزهايشان ، سزاوار تنبيه!
هوادار فوتبال فهم گيلاني و داماشي، همانها که روز و شبشان با محبت و عشق به تيم محبوب شهر و استانشان به هم پيوند مي خورد… آنها که يادگاران اسطوره بزرگ و مجاهد جنگلهاي سربه فلک کشيده گيلانند، هيچگاه ابايي از تحقق عدالت نداشته و ندارند بلکه آنچه اين روزها دل هواداران فوتبال شهرباران را به دردآورده ، گزينشي عمل کردن کميته انضباطي فدراسيون فوتبال است؛ هواداران رشتي "برتري" در مقابل قانون را بر نمي تابند ، آنها "برابري" در قانون را خواستارند و اين از ابتدايي ترين حقوق آنان در اين فوتبال است.
چگونه است که در اکثر ورزشگاههاي کشور، مردمان پاک و خونگرم شهر بارانهاي نقره اي، آماج شديدترين توهين ها قرار مي گيرند و دريغ از کوچکترين عکس العملي از سوي مجريان عدالت فدراسيون امـــا کوچکترين و ابتدايي ترين لغزشي از سوي ساکنين "جهنم سبز عضدي" در زير قويترين ذره بينها قرار ميگيرد و به نحوي فرافکني مي گردد که گويي شهر باراني ها از ديار ديگرند و شايسته جفا! آيا اگر نام تيم قرمز پايتخت ، داماش گيلان بود باز هم کميته انضباطي اين گونه و بدين سرعت شعبده نموده و بازيکن اخراجي را مورد محبت و نوازش و بخشش قرار ميداد؟ آيا اينگونه رافت هاي برادرانه و رنگي! فقط شامل تيمهايي خاص مي شود يا مصلحت و منفعت انديشي هايي در کار است؟ آيا در اين فلسفه ، منطق ، دستورالعمل ، وجدان و يا هر چيزي که مجريان انضباطي فوتبال بدان پايبندند، چيزي به عنوان تناسب تنبيه و تشويق وجود دارد؟ چرا چشمان قانون تنها توانايي رصد کوچکترين خطا از سوي داماش و هوادارانش را دارد و در ديدن امور فرهنگي انجام شده، تشويق تيم و مربيان حريف وبسياري اعمال زيبا و بي نظير صورت گرفته که شايسته تقدير و تمجيد از داماشي هاست ، دچار مشکل است؟ مشکلي که مدتهاست براي "شهرباراني ها" ديگر سهوي تلقي نشده و رنگ و بويي عامدانه به خود گرفته… مگر نه اين است که " عدالت اين تقاضا ميکند کز خرمن قسمت … نيابد نان جو هرکس زبان گندمين دارد"…
در نهايت تاسف ، بسيار واضح است مادامي که شاهد تبعيض و دوگانگي رفتاري و اجرايي در فوتبال باشيم ، نه تنها حرکت و قدم مثبتي در پيشرفت اهداف فرهنگي بر نداشته ايم بلکه هر روز ، دريغ از ديروز…
نگارنده: حسين خرمي
وارش اسپرت دات کام، تارنماي هواداران داماش گيلان