وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: سوت پـــايـــان ! و غروب مه گرفته جمعه حزن انگيزتر از هميشه ؛ مردمان ديار باران و اشکهايـــي که عريان ، پلاکهاي "مـــا عـــاشقيم" روي سينه هايشان راهمچون هواي شهرشان نمناک مي کند ؛ و حرفهايي تلخ که از اعماق تنهاييشان بيرون مي آيد. باور نمي کنند ناکامي و سقوط محبوبشان را ؛ چه فصل سردي را سپري نموده بودند ، يک فصل استرس ، يک فصل عاشقي و خون دل خوردن ، يک فصل تحمل کندوکاوهاي موذيانه و سنگيني نگاههاي خمار! يک فصل يادگاري بر گردن نازک گل سرخ ، يک فصل سنگ پراني کلاغ هاي صف کشيده دکان رنگ رزي ! و يک فصل سرايش شعر عاشقي و خوانده نشدن …
سخت دلتنگند و دنبال التيام ، چه روزهـــا که به نام تيم محبوب خود شب کردند و چه شب ها که به يادش روز نمودند ؛ تنها دل خوشيشان اين زمزمه بود: "دامـــاش قهـــرمان ايـــران ، دامـــاش قهـــرمان ايـــران…" چه آرام تنها شدند و چه بي صدا شکستند اما هيچ وجداني بيدار نشد ؛ چرا و به چه گناهي کسي حرفهايشان را نشنيد؟ به چه دليل هيچ کس عشقشان را محترم نشمرد و تجاهل و تغافل نثارشان ننمود؟ همه گناهکارند ، آنکه ديد و به رو نياورد ، آنکه ديد و سر به تو کرد و آنکه نديد و نديد و نخواست و نخواهد ديد!
خسته اند از اين همه بــي خيالي ، دل هاي بــي خيال ، گوش هاي بــي خيال ، دستهاي بــي خيال و پاهاي بــي خيال ! دلشان مي خواهد نبخشند قلب هايي را که محبت نمي دانستند ، نفرين کنند دهاني را که لبخند نزد ، بد گويند دستي را که با گرفتن دست بيگانه بود ، لعنت کنند پايي را که جاده را عوضي رفت و شايد هم يک دقيقه سکوت براي کساني که شادي خود را با اندوه آنان به دست آوردند…آخر تا به کي "آب دل خوشي" به سلامتي وعــده ها و حــرف هاي بي اساس بنوشند تا شايد آتش درونشان کمي کمتر کبابشان کند.
عاشقان سکوهاي عضــدي پير ، در اين غروب شوريده حال ، چه بي گناه با خود خلوت نموده اند ، زلال عشق به آب و خاک و ديار و تيم محبوبشان در هفت بند وجودشان جاريست ، همچنان نور اميد در چشمانشان سوسو ميزند ، براي "بودن" بايد "ماند" ، براي "رسيدن" بايد "رفت" ، نسل ميرزا و نااميدي؟! گيلک و شانه هاي خميده؟! آنها مي دانند که "زندگي قانون ليـــاقت ها و بـــاورها"ست ، پس باور دارند لايق بهترين هايند ، ايمان دارند آن "يکـــي" بود اول قصه مادربزرگ ، هنوز هم هست ، آنان مي دانند غروب هميشه دلگير نمي ماند ، به همين زودي "ســـوت آغـــاز" نواخته خواهد شد اگر "مــا" باشند و بمانند…
نگارنده: حسين خرمي
وارش اسپرت – تارنماي هواداران داماش گيلان