وارش اسپرت – تارنماي هواداران داماش گيلان: تنور ليگ برتر سيزدهم براي داماش شهر باران به بدترين نحو ممکن خاموش شد! تراژدي سقوط، براي تيمي که هوادارانش برخلاف اکثر تيم هاي فوتبال ايران مرد ميدان بودند و همه جوره از محبوبشان حمايت کردند تا مسکني باشند بر دردهايش؛ دردهايي که هر چه مي گذشت بيشتر بي انتها مي نمود…

و حالا آينده اي مبهم…! آينده اي که در آن حرف از انحلال يا انتقال داماش به شهري ديگر زده مي شود و امروز تفکرات مضحک اما ظاهرا جدي انتقال امتياز به تيم ديگر شهر رشت يعني سپيدرود! در اين مطلب در سه بخش به شايعات و واقعيات اين روزهاي فوتبال رشت و آينده داماش مي پردازيم.

 

اول: چه شوخي بي مزه اي! هم نام "داماش" و هم ماندگاري در "گيلان" خط قرمز هواداران!

 

از آن روز که خسروي مالک هولدينگ و باشگاه داماش به خاطر اختلاس بازداشت و اموالش توقيف شد، سه سال مي گذرد. از همان سال اول کابوس انحلال همچون جغدي شوم بر سر هواداراني که با اين تيم انس گرفته بودند سايه افکنده بود و کمتر کسي فکرش را مي کرد که داماش بخواهد سه سال را در چنين شرايطي آن هم در ليگ برتر طي کند!

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد

در اين بين هيچ کس نمي تواند مديريت عابديني و ترفندهايي که او براي حفظ تيم به کار گرفت را انکار کند، اما اين ترفندها هم در سال آخر بالاخره ته انداخت! دعواهاي مديريتي مديرعامل داماش و مسئولين گيلاني که در اين سه سال نتوانستند کمک آنچناني داشته باشند و عدم حضور و نظارت مورد انتظار از عابديني بر روي تيم در کنار بي پولي و حواشي بي شمارش سبب شد تا داماش بار ديگر سقوط به ليگ دسته اول را تجربه کند.

 

امروز عابديني در جديدترين اظهار نظر خود از انتقال داماش به تهران براي حفظ آن مي گويد. وي در بخشي از مصاحبه هاي روزهاي گذشته اش مي گويد: "مي‌خواهند به بهانه كمك به سپيدرود، داماش را به سرنوشت اين تيم دچار كنند. مي‌خواهم داماش را تهران بياورم و زماني كه به ليگ برتر صعود كرد دوباره به رشت برگردانم تا در اين فصل دور از چشم دشمنان باشيم. مردم رشت چوب عدم مديريت مديران استاني‌شان را مي‌خورند."

برخلاف نظر برخي روزنامه نگاران و تحليل نويسان، ساده لوحانه است که فکر کنيم عابديني پس از 5 سال حضور در رشت از اين مسئله که داماش را به دليل موانع قانوني نمي توان از گيلان و رشت به استان و شهري ديگر انتقال داد بي خبر باشد. او خود مي داند که براي جا به جايي تيم به اجازه استانداري، هيات فوتبال گيلان و… نياز دارد و علاوه بر آن بندي در قرارداد انتقال امتياز پگاه به داماش ثبت شده که طي آن امکان جا به جايي به استاني ديگر وجود ندارد؛ قرارداد و توافقي که خود او امضا کرد…! پس دليل اين مصاحبه ها چيست؟

 

شايد يکي از اهداف او از اين مصاحبه ها تحريک مسئولين استاني براي کمک به تيم باشد که در این صورت بايد به ايشان بگوييم، اگر چنين تهديدهايي جواب مي داد که تا الان جواب داده بود، پس معني تکرار چيست؟ جز اين است که با روح و روان هواداران دلسوخته داماش بازي مي شود؟! جز نمک پاشيدن به زخم هواداراني است که با وجود حمايت هايشان ذره ذره آب شدن تيمشان را در مقابل بي تفاوتي خيلي ها ديدند؟

شايد هم اين مصاحبه ها به دليل ناراحتي از شعارهاي هفته آخر خطاب به ايشان است که در اين صورت مسلما خود وي هم ميداند اين در ذات فوتبال ما نهادينه شده… پروين در پرسپوليس، قايقران در ملوان، حجازي در استقلال و… با آن افتخاراتشان در برهه اي مورد توهين و اعتراض هواداران قرار گرفتند؛ کساني که امروز اسطوره شان مي نامند!

نگارنده به هيچ وجه اينگونه شعارها رو تائيد نمي کند، اما آقاي عابديني هم بايد بدانند که خود ايشان با مصاحبه ها و برخي از رفتارهايشان باعث چنين شعارهايي شدند وگرنه اين هواداران همان هايي بودند که در تمام اين چند سال علي رغم تمام کمبودهايي که حس مي کردند تمام قد پشت او ايستادند و شعار " ايران-آسيا-امير عابديني" سر دادند، همان هايي که از ايشان قول آسيايي شنيده بودند و امروز تيمشان به ليگ يک سقوط کرد!

 

 

دوم: اين گوي و اين ميدان، امروز به فکر چاره ای برای داماش باشید!

 

در طول فصل زمزمه هاي بسياري در خصوص مانع گذاري عابديني براي جذب حامي مالي براي داماش از سوي برخي شنيده شد و در اين بين عوامل برخي نيز در فضاهاي مجازي و سکوها بر اين قضيه دامن ميزدند اما سوالي که در اينجا مطرح مي شود اين است که چرا حالا مسئولين استاني وارد عمل نمي شوند؟ حال که عابديني ميگويد مي روم، رفتم و حتي در مصاحبه مورخ 27 فروردين 93 به صورت واضح اعلام کرد: "مسئولين استاني بيايند امضا کنند که هزينه هاي تيم را مي دهند و من با قوه قضاييه صحبت مي کنم که تيم را به آنها بدهند" … چرا تيم را از او تحويل نمي گيرند؟

مسئولاني که پس از سقوط داماش عنوان کردن قصد برخورد با عوامل سقوط اين تيم را دارند آيا بهتر نيست که هر چه سريعتر به فکر چاره اي براي اين تيم باشند؟ بهتر نيست به جاي مصاحبه هاي تحريک آميز و دعواهاي شخصي خود با مديرعامل اسبق داماش به فوتبال دوستان اين ديار فکر کنند و تيم را از وي تحويل بگيرند و يا اسپانسري براي تيم محبوب گيلان پيدا کنند؟ آناني که در مراسم معارفه خود از داماش به عنوان هويت جوانان شهرباران ياد مي کند ، آيا اين هويت بايد به بهانه ي دعواهاي شخصي مورد بي توجهي قرار بگيرد؟

روزها مي گذرد،

فردا دير است..امروز به فکر چاره اي براي داماش و هواداران پرشمارش باشيد!

 

 

سوم: نابودي داماش به بهانه کمک به سپيدرود؟!

 

چند هفته پيش از قطعي شدن سقوط سپيدرود به ليگ دسته سوم کشور، شايعاتي از خريد سهميه ليگ يکي براي اين تيم شنيده مي شد! شايعاتي که چند روز پس از سقوط اين تيم در جلسه اي که ما بين اعضاي هيات مديره سپيدرود و تعداد از اعضاي شوراي شهر رشت و نماينده مجلس برگزار شد علني شد و برآيند جلسه درخبرگزاري ها خريد امتياز براي ديگر تيم شهر رشت در ليگ دسته اول عنوان شد!

اما بايد پرسيد سپيدرودي که در تامين هزينه هاي روزمره خود در ليگ دسته دوم کشور دچار مشکل شده بود و يکي از عوامل سقوط اين تيم به ليگ پايين تر همين مسئله بوده است، چطور مي خواهد هزينه حدود يک تا يک و نيم ميلياردي خريد امتياز و چندميلياردي تيم داري در ليگ دسته اول رو بپردازد؟ علاوه بر آن آيا انتقال يک تيم از شهر و استاني ديگر به گيلان غير از موافقت مسئولان تيم هدف به موافقت استانداري، اداره ورزش و جوانان آن استان و… نيازمند است و در اين شرايط چطور با جديت و قطعيت از حضور سپيدرود در ليگ يک صحبت به ميان آورده مي شود؟

 

از همان روزي که زمزمه هاي اين مسئله شنيده مي شد، برخي آن را تلاش براي رو در رو قراردادن هواداران دو تيم شهر رشت توصيف مي کردند و اکنون با توجه به پاراگراف بالا شايعه عجيب انتقال امتياز داماش به سپيدرود شنيده مي شود!

شايعه اي که با توجه به سکوت اين روزهاي مسئولين در خصوص داماش در کنار فضاسازي هاي تعدادي انگشت شمار و البته معاند با سو استفاده از احساسات هواداران رشتي در فضاهاي مجازي مي رود که ديگر آنچنان رنگ و بوي شايعه نداشته باشد!

فوتبال دوستان رشتي به خوبي از دودستگي هاي آزار دهنده بين استقلال رشت و سپيدرود رشت آگاه هستند و اکنون با بهانه هاي عجيب مانند اينکه داماش هواداري ندارد و هوادار داماش همان هوادار سپيدرود است و … نمي توان چنين خيانتي را به فوتبال رشت روا داشت. نسل جوان شهرباران به اين تيم وابسته است و افزايش حس ناسيوناليستي حاکم بر رشت را مي توان تا حد زيادي مديون داماش گيلان دانست… روزگاري که استقلال رشت و سپيدرود رشت تا حدودي به شعبه اي براي طرفداران قرمز و آبي پايتخت تبديل شده بود، اين پگاه و پس از آن داماش گيلان بود که آن تابوي غريب پرستي را شکست و شهرباران را در حول نام رشت و گيلان متحد و يکصدا کرد.

بحث انتقال امتياز داماش به سپيدرود مطمئنا از سوی اکثریت هواداران سپیدرود نیز پذیرفته نیست و این مبحث تنها مي تواند نقشه اي باشد که توسط بدخواهان داماش نوشته مي شود؛ همان هايي که نام داماش و اتحاد حاکم بر فضاي هوادارانش خاري در چشمان شان شده است!

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *