وارش اسپرت – تارنماي هواداران داماش گيلان: امير تيزرو مدافع کنار داماش گيلان در اين فصل، بازي درخشاني را در مقابل اتکا از خود به نمايش گذاشت تا همين قضيه تيتر گزارش بازي وارش اسپرت شود. تيتري که البته سوژه اعضاي تيم در تمرين شد و صدايش مي کردند منجي…

در ادامه گفتگوي اختصاصي وارش اسپرت با امير تيزرو مدافع باتجربه داماش و اسبق سپيدرود و گسترش فولاد تبريز را مي خوانيد…

 

varesh-sport.com: آقا امير در ابتدا بيوگرافي از خودتان بفرمائيد.

متولد سال 1363 در شهر رشت هستم. اصالتا صومعه سرايي هستم و فوتبالم را در اين شهر و تيم هاي شهرداري صومعه سرا و پاسارگاد آغاز کردم و مدتي را هم در زماني که آقاي احمدزاده تيم بزرگسالان صنعت بودند، در نوجوانان صنعت حضور داشتم. از آنجايي که رشته تربيت بدني را در آن زمان و در کل استان فقط انزلي داشت، براي ادامه تحصيلم پس از رده نوجوانان به اين شهر رفتم و در رده جوانان تيم مقاومت اين شهر مشغول به فعاليت شدم. در آن زمان سعيد سالارزاده، جلال رافخايي و چند بازيکن ديگر هم در اين تيم حضور داشتند که براي رده هاي اميد و بزرگسال به ملوان رفتند اما من پس از اين رده و در سن حدود 20 سالگي به سپيدرود رشت آمدم.

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد

 

با آنکه بازيکن رده سني اميد بودم، اما همان سال بيشترين بازي را در دفاع چپ در حضور بزرگترهاي تيم داشتم و در سه سال آخر حضورم در سپيدرود هم در راست و هم به عنوان هافبک بازي کردم.

در طي سال هايي که سپيدرود بودم از تيم هاي ديگر ليگ يک و دو، مثل پتروشيمي تبريز و تربيت يزد و… در رده هاي بالاتر هم پيشنهاد داشتم اما به خاطر اينکه سپيدرود قراردادهاي بلند مدت مي بست، شرايط آن وجود نداشت که از اين تيم جدا شوم و 6 سال در سپيدرود بودم.

سال آخر حضورم در سپيدرود با وجود بازيکنان بزرگتر کاپيتان تيم بودم و آن سال توانستم بازي هاي خوبي را از خودم به نمايش بگذارم. حتي يادم است که يکبار آقاي وينگو بگوويچ هم آمدند و به آقاي حسين پور گفتند که بازيکن شماره دو شما حقش است که در ليگ هاي بالاتر بازي کند.

 

پس از اينکه بازيکن آزاد شدم، رسول خطيبي هم که آن زمان بازيکن-مربي بود و جلوي تيم ما بازي کرده بود، از من خواست که به ماشين سازي تبريز بروم و سال بعد هم که به گسترش رفت، چند بازيکن ماشين سازي از جمله من را با خودش به اين تيم برد. آن سال تيم خوبي را آقا رسول بستند و 4 هفته به پايان تيم قهرمان ليگ يک شد و به ليگ برتر صعود کرديم؛

سال بعدش را هم که در ليگ برتر حضور داشتيم، آقاي خطيبي من را نگه داشت و به نوعي من سه سال اخير فوتبالم که بيشتر ديده شدم را مديون رسول خطيبي هستم. خيلي ها اين را مي گويند که چرا رسول خطيبي تو را به تراکتور نبرد؟ اما من واقع نگر هستم و فکر مي کنم که من به کار اين تيم نمي آمدم چرا که تراکتورسازي قرار بود در آسيا بازي کند و بازيکنان بزرگتر و بهتر از من را مي خواهد!

 

وقتي که آقاي تارتار آمد، من و شش نفر از بازيکنان به خاطر اينکه رسول خطيبي را دوست داشتيم سر تمرين نرفتيم والبته ايشان هم خيلي راحت با پنبه سر بريدند و گفتند که ما را نمي خواهند و به دنبال تيم باشيم. امسال علاوه بر اينکه به خاطر شغلم (معلم ورزش) بايد به رشت مي آمدم اما بايد بگويم من هميشه عاشق رشت بودم و اگر شرايط فراهم بود، شايد اين چند سال که از اينجا دور بودم را هم همين جا مي ماندم. حتي پيش از اينکه بروم پيش رسول خطيبي در دوره پيشيني که آقاي هرندي حضور داشتند، ايشان من و سهيل رحماني را مي خواستند و اينجا آمدم و حتي با تيم تمرين کردم اما به هر حال آن سال يک سري مسائل پيش آمد که من هم گفتم مسئله اي نيست و نشد که بيايم…

 

varesh-sport.com: چه مسائلي؟

مثل اينکه داماش بازيکني به اسم سيدعلي حسيني داشت که آقاي عابديني گفتند ما با او قرارداد داريم و ايشان هم تيمي را پيدا نکرده است و بالاجبار بايد برگردد، من هم گفتم اشکالي ندارد و رفتم اما دو هفته بعد شنيدم که به راه آهن پيوسته است.

 

varesh-sport.com: امسال زمزمه رفتنت به سپيدرود هم شنيده مي شد…

وقتي که تصميم به بازگشت به رشت گرفتم، زنگ زدم به افشين ناظمي و گفتم آقا افشين شنيدم که شما سرمربي سپيدرود شده ايد و زنگ زده ام که اين قضيه را به شما بگويم و رخصت بگيرم. ايشان به من گفت فکر مي کنم در ليگ بالاتر بازي کني برايت بهتر باشد اما اگر با توجه به اينکه مدت زيادي را اينجا بازي کرده اي، دلت بخواهد که به سپيدرود بيايي، بايد پيش از اينکه حرف داماش مي شد، چنين تصميمي را مي گرفتي.

براي آمدن به داماش هم خود من زنگ زدم به علي نظر و گفتم مي خواهم به اينجا بيايم که علي آقا گفت خيلي خوشحال شدم و حتما بيا. بعدش هم آقا عبدالله (مرغوب) هم زنگ زدند و گفتند که بهترين تصميم را گرفتي. هيچ ابايي هم از اين مسئله ندارم که بگويم خود من زنگ زده ام که بيايم اينجا…همه جا هم گفته ام که من عشق به اين تيم داشتم و اين را هم علي آقا مي دانست و هم اميد خان و ديگران… چون فوتبال رشت حال و هواي ديگري را دارد.

 

varesh-sport.com: تيم امسال را چطور مي بيني؟

انگيزه اي را که 6-7 سال پيش و در زماني که خود من وقتي جوان بودم، را الان و امسال در اين تيم و بچه هاي جوانش مي بينيم. ميدانم که با انگيزه و پتانسيل اين بازيکنان جوان مي توان کارهاي خيلي بزرگي را انجام داد؛ اما در عوض اين را هم مي دانم که ممکن است يک سري تاوان ها هم داشته باشيم! جوان ممکن است با يک گل خوردن در دقيقه 2 بازي، از شرايط بازي خارج شود و نتواند کنترل لازم را داشته باشد؛ ممکن است تيم چند هفته بازي را ببازد و نشود تيم را جمع کرد؛ يا تماشاگر بيايد در بازي به جوان چيزي بگويد که او نتواند آنطور که بايد خودش را جمع کندو… اما خدا را شکر در اين چند هفته نتايج نسبتا خوبي را گرفته ايم و بچه هاي جوان هم به تجارب بسيار خوبي دست پيدا کردند.

اين تيم جوان است، اما بايد به اين تيم فرصت داد… و با يک فصل نمي شود در موردش قضاوت کرد. خدا را شکر ابتداي فصل يک وزنه از روي تيم برداشته شد و به ما گفتند اين تيم براي صعود بسته نشده است، شما برويدو تيم را حفظ کنيد…

 

امیر تیزرو ، مدافع داماش

  

varesh-sport.com: اما قبول داري اين تيم پتانسيل خوبي را دارد و اگر درست از بازيکنان استفاده شود ما حتي مي توانيم در رتبه هاي بالاي جدول باشيم؟

شک نکنيد، صد درصد! اما بايد پله به پله جلو برويم…

الان اين هفته بازي را با نتيجه دو بر يک برديم، اما شما اگر فيلم بازي تيم هفته بعد ما پارسه را ببينيد، مي گوييد کيفيت داماش چقدر پايين بود! چون واقعا بد بازي کرديم!

ما موقعيت هايمان در بازي را به نحو احسنت استفاده مي کنيم، مخصوصا در بيرون از خانه… اگر مي بريم براي آن است که اولين موقعيتي که بدست مي آوريم را مي زنيم. اما اين باور را دارم که رفته رفته تيم بهتر مي شود و پتانسيل تيم خوب است. 

 

varesh-sport.com: اين بازي هم يک جورايي منجي تيم شدي. تا حالا شده که در يک بازي دوبار توپ را از روي خط بيرون بياوري؟!

متاسفانه بايد بگويم سر چنين صحنه اي گل به خودي هم زده ام! يادم است وقتي در ماشين سازي بودم، در بازي با نفت مسجد سليمان که هوا برفي هم بود، بازيکن گلرمان را دريبل زد و آمدم که توپ را بکشم بيرون با هم چسبيديم به تور!

خدا را شکر در اين دو صحنه که کرنري هم بود جايگيري خوبي را داشتم و توانستم توپ را بيرون بکشم. متاسفانه بازيکنان ما در ضربات کرنر چندان جايگيري و يارگيري مناسبي را ندارند و ما به شوخي ميگوييم پنالت بدهيم اما کرنر ندهيم (با خنده) ! ليگ يک هم که يا اوت دستي است يا ايستگاهي…

 

 

varesh-sport.com: اين بازي خوبت تيتر وارش اسپرت هم شد

بله، بچه ها هم براي همين است که هي من را اذيت مي کنند و ميگويند منجي (با خنده)

 

varesh-sport.com: پنالتي را چه شد که شما زدي؟

واقعا دم محمد رستمي گرم. محمد پنالتي زن اول تيم است و آقا اميد به همين دليل گفت او مي تواند تعئين کند که خودش بزند يا تو بزني. از طرفي من به خاطر توپ هايي که بيرون آورده بودم در شرايط روحي خوبي بودم و از طرفي محمد هم به خاطر سرماخوردگي بدنش تحليل رفته بود. به محمد گفتم بده اين توپ را من بزنم…توي ليگ يک فقط يکبار گل به خودي زدم و بگذار يک بار هم گل بزنم (با خنده). 

 

varesh-sport.com: نظرت درخصوص حضور تماشاگران و حمايتشان از تيم چيست؟

من فيلم بازي را دوبار نگاه کردم؛ نگاهم روي تصاوير بود اما گوشم جاي ديگري و فقط سعي مي کردم به شعارهاي تماشاگران دقت کنم! مگر مي شود يک تماشاگر نود دقيقه يک بند تيم خودش را اينطور خوب تشويق کند؟! واقعا دمشان گرم… من مي گويم عاشق رشت هستم به خاطر همين چيزهاست ديگر.

در خصوص شعارهاي اعتراضي يا خارج از تشويق، اگر تيم سال قبل بود به جرات مي توانستم بگويم چندان روي شرايط بازي تاثير نميگذاشت اما امسال فرق مي کند…

ببينيد من در حين تمرين و بازي يک بار مي آيم دادي ميزنم تا بازيکن به خودش بيايد، مي بينم بازيکن جوان ما تا 5 دقيقه اصلا در حال خودش نيست، ديگر اصلا جرات نمي کنم که باز هم به او تذکر بدهم؛ حالا شما تصور کنيد چنين اعتراضي از سوي تماشاگر اتفاق بيفتد و يکدفعه دو سه هزار تماشاگر بخواهد به او حرفي بزند…
اما در مورد برخي شعارها که در بازي قبل اتفاق افتاد هم بايد بگويم اين بازيکنان به عوامل تيم خودشان علاقه دارند به خاطر همين ما در بين دو نيمه خيلي ناراحت شديم که مثلا بر عليه آقا عبدالله شعار دادند…
ولي در کل بايد بگويم تماشاگران ما خوب عمل مي کنند و ما بايد کليات را ببينيم. 

 

varesh-sport.com: بازي بعد داماش با توجه به اينکه در برابر پارسه تيم برادرزاده آقاي عابديني است، حساسيت ويژه اي مخصوصا براي تماشاگرانمان دارد. تيم آمادگي لازم را به لحاظ روحي و رواني براي چنين مسابقه اي دارد؟

به نظر من بچه ها در بازي هاي حساس مي توانند بهتر عمل کنند. مثلا در همين بازي هفته قبل ما مي دانستيم که اتکا بازي هايش را واگذار کرده و در ته جدول است و به همين علت مي آيد تا پيروز شود و از طرفي ما هم ميگفتيم مي توانيم با پيروزي در اين ديدار خودمان را از ته جدول بکنيم و به بالاي جدول اميدوار کنيم. يا در بازي برابر شهرداري تبريز که حساسيت هاي خاص خود را داشت و حيثيتي بود هم همينطور…
البته من فکر مي کنم اين بازي به لحاظ فني حساسيت خاصي را ندارد و اينجا بيشتر مسائل حاشيه اي وجود دارد. ما بايد بازي خودمان را انجام دهيم نگذاريم که پارسه در خانه ما راحت نفس بکشند. از تماشاگران هم مي خواهم که فقط تيم ما را تشويق کنند و کاري به آقايان عابديني، مربي حريف و حاشيه و … نداشته باشند. مي خواهم اين را بگويم که بچه ها با تشويق کردن تيم خودشان روحيه ميگيرند نه با تحريک اعضاي تيم حريف.

 

مصاحبه: مهرداد ثابت – مازیار اصغرزاده

منبع: www.varesh-sport.com

وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *