وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: داستان فردوسى پور و فوتبال رشت شده به مانند بعضى از كارشناسان لس آنجلس نشين تلويزيون هاى سياسى كه همچنان با معلومات سال 57 مى خواهند مسايل روز ايران را تجزيه و تحليل كنند و معيارهاى تحليل شان گويى قرار نيست هرگز به روز شود!
عادل هم بدون اينكه در تمامى اين سال هاى شكوفايى فوتبال رشت حتا يك بار گام به رشت بگذارد و جو پر از شور و شوق مردمان اين شهر را از نزديك لمس كند تنها به استناد آنچه از گذشته هاى دور در ذهن دارد و گزارش هاى نصف و نيمه گزارشگران اغلب تازه كار و غير حرفه اى اش در رشت، مى خواهد به بينندگانش القا كند آنچه كه خود او فقط به آن باور دارد و با واقعيت فرسنگها فاصله دارد، درست است و ديگران شعر مى گويند!
متن کامل در ادامه مطلب
اگر با استناد به برنامه هاى نود در اين پانزده ساله بخواهيم يك گزارش تحليلى درباره فوتبال رشت بنويسيم، بايد بگوييم: مردم رشت اغلب غير فوتبالى اند و آن اندك فوتبالى هايش يا هوادار پرسپوليس اند و يا استقلال. همانها كه در بين دو نيمه بازى داماش سريع به خانه مى روند تا مسابقه پرسپوليس استقلال را ببينند( حالا آن چهار پنج هزار نفرى كه در ورزشگاه تا پايان مانده اند قرار است در دوربين عادل ديده نشوند چون آن ده پانزده نفرى كه رفته اند با آنچه در ذهن عادل وجود دارد جور در مى آيد!) شهر رشت هرگز ستاره اى را نتوانسته در سطح نخست فوتبال پرورش دهد و همه كسانى كه در فوتبال اين شهر مى درخشند دست پرورده تيمهاى ديگر هستند و تنها به قصد پول پارو كردن به رشت آمده اند( حالا جهانبخش از فوتبال رشت به قلب اروپا رفته و حسن زاده و سيف الهى كه در ليست مازاد پرسپوليس بودند و در داماش پديده شدند و ستارگانى چون مهدوى، آبشك، حسين و مرتضى ابراهيمى، چاوشى، طباطبايى، افتخارى، داداش زاده، هرندى، نظيف كار، نظرمحمدى و دهها ستاره ديگر از فوتبال رشت در فوتبال ايران گل مى كنند و مى درخشند همه از نظر استاد جرقه اى هستند و نبايد خيلى به موضوع هاى بى اهميتى مانند بى توجهى مربيان تيم ملى به عدم دعوت امثال آبشك و نظيف كار و جهانبخش و ابراهيمى پرداخته شود).
در رشت هيچ وقت هيجان فوتبالى در بين مردم روى نمى دهد، از آن مدلها كه هميشه عادل در برنامه هايش پيش از بازى هاى حساس در آبادان و دروود و انزلى پخش مى كند( در گزارش هاى نود از شهرهاى ديگر مثلا چسباندن يك كاغذ در تبليغ فوتبال پشت در يك بقالى به عنوان شور و شوق فوتبال محسوب مى شود اما وقتى جوان هاى رشتى براى حمايت از داماش شان پشت در استاندارى تحصن مى كنند، پشت اتاق نماينده مجلس زجه مى زنند و براى بازى هاى خارج از خانه با دهها اتوبوس به شهرى ديگر لشگر كشى مى كنند و در حالى كه مجموع حضور تماشاگران در شيراز و اصفهان و قم و كرج و اهواز پنج هزار نفر نمى شود، در رشت براى هر بازى غير حساس هفت هشت ده هزار نفر ورزشگاه را پر مى كنند لابد از ديدگاه عادل همگى از استان همسايه به عضدى ترانسفر مى شوند كه ارزش بازگو نمودن و مقايسه را ندارد!)
مردم اين نقطه از سرزمين ما هيچ وقت تحليل درستى از فوتبال ندارند و مثلا اگر داماش در يك بازى برتر و به لطف نگرفتن دو پنالتى به استقلال مى بازد، گزارشگر نود حرفهاى هوادارى را پخش مى كند كه مى گويد بايد مربى خوب خارجى بياوريم!( اين هواداران فوتبال دوست رشتى همان هايى هستند كه با هر مدلى كه مى توانستند مربى غير بومى كه نتيجه نمى گرفت را كنار گذاشتند و در عوض پشت مربى كاربلدى چون ناظمى ايستادند، آنهم در روزهايى كه داماش با ناظمى باخت مى آورد و در آستانه سقوط به ليگ يك بود يا امسال كه اوايل بد نتيجه مى گرفت. لطفا دست تان را روى قلبتان بگذاريد و بگوييد اگر تماشاگران مثلا شاهين بوشهر يا نفت آبادان بعد از حذف در مرحله نيمه نهايى يا باخت مقابل تراكتورسازى و آستانه سقوط به ليگ برتر ده دقيقه يك بند از مربى و تيم بازنده شان تقدير كنند، چند ويژه برنامه توسط فردوسى پور به آن پرداخته مى شد و رفرنس داده مى شد!؟) طبق مانيفست فردوسى پور رشت در جغرافياى فوتبال ايران هرگز مكان سوق الجيشى محسوب نمى شود و فقط بايد گزارشگران عادل طبق دستور گاف هاى رشتى ها را بگيرند!
اينكه چند نفر روى نيمكت داماش مى نشينند و چند نفر با موبايل روى نيمكت حرف مى زنند، يك كمدين لوده گوش فرزندش را مى گيرد تا صداهاى ناجور به گوش بچه اش نرسد( آخر در ساير شهرهاى ايران موسيقى باخ از تماشاگران پخش مى شود!) يا چند تماشاگرى كه از شهرهاى اطراف براى ورود مجبور است خود را هوادار داماش جا بزند، غافل از اينكه يك ورزشگاه پر از داماشى است و به اين رنگين كمان بازى ها رشتى ها نيازى نخواهند داشت و دهها سخن ديگر…
عادل در سال گذشته و در دعواى مديريتى داماش هم طرف كسى را گرفت كه در دل رشتى ها جايى نداشت و به نوعى روى اسب بازنده شرط بست! و وقتى هم فهميد كه چه گاف بزرگى داده هرگز حاضر نشد از همه ى آنهايى كه دلشان را شكست پوزش بطلبد. و حالا هم سوژه تازه عادل در اين چند مدت جور شده است: اينكه ناظمى در داماش يك مجسمه است و همه كاره عابدينى است! اگر داماش مى برد ناظمى هيچ كاره است! اگر تعويضى طلايى مى كند ناظمى تنها نظاره گر است. اگر در سال گذشته قهرمانى را داماش از سپاهان مى گيرد و جشن قهرمانى استقلال را خراب مى كند و تراكتور را امسال به با شكست به خانه مى برد و هر شاهكارى از خود در مى كند در برنامه نود مطرح نمى شود مگر به قصد تخريب فوتبال رشت است و بس.
از نظر فردوسى پور، رسول خطيبى وقتى تيمش را به ليگ برتر مى آورد شاهكار كرده اما ناظمى هرگز نبايد شايسته تقدير باشد كه در پنج بازى تيمش يازده امتياز كسب كرده است. آخر ناظمى كه عادل به بينندگانش شناسانده، يك شبه وارد فوتبال شده است و آن افشين ناظمى كه سالها كاپيتان استقلال رشت بود و بيش از ده سال سابقه كمك مربى در تيمهاى استيل آذين. پگاه و بعد داماش و نساجى در كنار جهانپور، بگويچ، اصغر شرفى، نادر دست نشان، فيروز كريمى، دينورزاده، درخشان، يسيج، قاسمپور و … را داشته هرگز وجود خارجى نداشته است. عادل به بينندگانش مى گويد كه عابدينى بدون حضور در تمرينات و جلسه هاى كوچينگ كادر فنى در طول هفته و شب مسابقه، تنها با دادن ليست نفرات فيكس و اعلام تعويض بازيكنان آن هم به صورت تلفنى قادر است تيمش را به برترى برساند و كسى هم نمى پرسد كه اگر چنين فردى در فوتبال ايران هست چرا از او در كوچينگ تيم ملى استفاده نمى شود!؟
فردوسى پور كه بارها با نشان دادن گزارش هاى تصويرى اعتراض مردم ساير شهرها به او ژست روشنفكرى گرفته است، تا امروز حاضر نشده است كه حتا يك پرده نوشته يا شعارهاى انتقادى و اعتراضات گسترده مردم ديار باران را از خود به نمايش بگذارد. اما عادل يك نكته را فراموش كرده است، آنان كه حداكثر شعاع ديدشان نوك بينى است در برابر باد ديوار مى سازند و كسانى كه قدرت پردازششان وسيع است در برابر باد، بادبان مى سازند. عادل و شركا بدانند كه مردمان شهرباران ديگر نه با لوده بازى ها و متلك پراكنى هاى آنها لبخندى بر لبانشان ظاهر مى شود و نه از كم لطفى ها و كينه توزى هايشان دلگير مى شوند. اينجا در رشت پس از هر بار تحريف ها و وارونه جلوه دادن هاى عادل، يك تلخند بر لبان ديار مردم باران نقش مى بندد و مى گويند: ماه درخشنده چو پنهان شود ، شب پره بازيگر ميدان شود!
نگارنده: رادنی دیدار
خزرآنلاین