وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان : از همان روزهاي پيش از شروع فصل وبا توجه به مباحث نقل انتقالات و مالکيت باشگاه فشارهايي زيادي به تيم وارد شد ، پيش بيني روزهاي سخت در فصل جاري کار چندان سختي نبود؛ فصلي که همراه شده است با سقوط چهار و نيم تيم به ليگ دسته اول…

 

داماش در ابتداي فصل يک تيم متوسط نشان داد و گهگاهي هم نتايج اسف باري را به دست آورد.اين تيم داماش در هفته هاي پاياني نيم فصل اول نويد روزهاي خوبي را براي پسران باران مي داد، اما به يکباره همه چيز و شايد همه کس دست به دست هم دادند تا نتايج يکي پس از ديگري نا اميد کننده تر شود!

 

داماش خوب بازي کرد ، مالکيت توپ را در اختيار داشت ، موقعيت هاي فراواني را هم مهيا مي کرد… اما نمي برد!
اگر به بازي هاي قبلي دقت کنيم اين ناکامي ها را به سه دليل مي توان مرتبط ساخت که در ادامه و به صورت جداگانه و مفصل آن را واکاوي مي کنيم…

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد

*کميته داوراني که کمر همت براي ضربه زدن به داماش بسته است!

 

وقتي بحث داوري به ميان مي آيد ، بهانه ها و حرف هاي کليشه اي از پيش تعيين شده ي فدراسيون نشينان را مي شنويم. حرف هايي مثل "اشتباهات داوري هم جزئي از فوتبال است"

بايد پرسيد از کدام اشتباهات مي گوييد؟! از اينکه در هر بازي سوت ها بر عليه داماش است؟ يا از قضاوت هاي خنده دار براي شما و گريه دار براي ما؟!
وقتي رئيس دپارتمان داوري کشور بيايد و به دفاع از ناداوران(!) خود بپردازد به واقع بايد چه انتظاري از بهبود اين وضع داشت؟

عسگري در پاسخ به صحبت هاي کادرفني و مديريتي باشگاه به يکي دو مورد اشتباه داوري به سود داماش در طول فصل اشاره مي کند، حال آنکه اين داوران به گواه اکثريت کارشناسان امتيازات بسياري را از داماش گرفته اند و بازيکنان زيادي را از اين تيم بي جهت محروم کرده اند…چه خوب بود که اعضاي داماش در پاسخ به ايشان اعلام مي کردند ، حاضريم تمام امتيازاتي که داوري به داماش هديه کرده است را تقديم کنيم اما در عوض امتيازاتي که تيم را به چنين وضعيتي دچار کرده را پس بگيريم! آيا غير از اين بود که اگر عدالت حاکم مي شد اکنون داماش حتي در بين پنج تيم نخست جدول ايستاده بود؟

در چنين شرايطي و با شمشير از رو بستن اهالي فدراسيون، مديريت ، کادرفني و بازيکنان اصلا نبايد به عدالت در قضاوت اميدوار نباشند!

 

*مشکلات مالي ، قول هايي که عملي نشد!

يکي ديگر از مشکلاتي که داماش با آن دست و پنجه نرم مي کند مشکلات مالي است که باعث شده تمرکز لازم از بازيکنان گرفته شود…

البته مطمئنا اين قضيه نمي تواند دليل اصلي باشد نتايج اخير باشد چرا که بازيکنان داماش در فصل گذشته نشان دادند مي توانند با تعصب خود و با تکيه بر حمايت هواداران و درايت مديريت باشگاه قله هاي ترقي را بپيمايند اما تزريق پول در چنين شرايطي مي تواند روحيه و انگيزه ي خوبي در بازيکنان داماش ايجاد کند و آن ها را نيز براي پيروزي در بازي هاي آينده مصمم تر کند.

 

*غرور نه، همدلي رمز موفقيت داماش است!

 

داماش بعد از شش هفته توانست پيروز شود و از آن مهمتر براي اولين بار در خارج از خانه رنگ برد را ببيند … پيروزي بر پيکان کار سختي نبود و از زماني که تيم پاي به ميدان نهاد معلوم بود تيم و کادرفني فعل بردن را به خوبي صرف کرده بودند.

در اين بازي نه تغيير تاکتيک داشتيم و نه مهاجم خارجي که موقعيت هايمان را تبديل به گل کند! از همه مهمتر به مانند هفته هاي پيشين اشتباهات داوري هم مشهود بود ، اما توانستيم يکي از راحت ترين بردهاي فصل را به دست آوريم ؛

رمز اين پيروزي يک چيز بود؛ در اين مسابقه بازيکنان و کادرفني يکدل بودند…
چيزي که شايد در هفته هاي گذشته کمتر اثري از آن ميديديم و البته مسئله اي که در فصل قبل و در اوايل حضور مهدي تارتار هم وجود نداشت تا نتايج نامناسبي براي داماش رقم بخورد …

 

حميد درخشان طي مدت حضور خود نشان داد که با کمي اصلاحات در تفکرات خود به لحاظ فني در سطح فني خوبي برخوردار است که مي توان با توجه بازيهاي خوبي که داماش از خود به نمايش مي گذارد نيز اين ادعا را به اثبات رساند اما شايد يکي از چيزهايي که داماش را در هفته هاي گذشته اذيت کرد، اشتباهات سرمربي داماش در ارتباط درست با بازيکنان بود…

اشتباهاتي که بين برخي از خود بازيکنان نيز رخنه کرد و آن يک دلي تيمي ر از داماش سلب کرده بود…

اما پيش از ديدار با پيکان ، درخشان با توصيه اطرافيان خود به اين مشکل پي برد و با صحبت کردن و جلسه با بازيکنان سو تفاهم ها را بر طرف کرد و در چيدن ترکيب تيم هم دست اصلاحاتي را انجام داد تا هم خودش ابقا شود و هم برد مقابل پيکان ، مسکني کوتاه مدت باشد تا فرصتي فراهم شود که در بازي هاي آتي جبران مافات کند…

 

-چند سطري از يک هوادار براي حميد درخشان…

آقاي درخشان اولويت اول براي ما تيم داماش و موفقيت آن است و مطمئنا هيچکدام از هواداران واقعي داماش با هيچ شخصي پدرکشتگي ندارند…
در اين مدت از داماش کم حمايت نکرديم و هميشه با صداي گرفته به خانه برگشتيم. نمي خواهيم اين حمايت ها را چون منتي بر سر شما بگذاريم بلکه براي دل خودمان و به عشق موفقيت تيم مان هست که تا پاي جان ايستاده ايم…

اگر در بوشهر بعد از سقوط شاهين پيرزني گريه مي کند ، اينجا پس از باخت در الگيلانو بچه 10 ساله گريه مي کند…

بچه اي که با هزار خواهش و تمنا خانواده اش را راضي مي کند تا براي حمايت از تيمش به قلب دشمن برود و پدر مادري که ساعت هاي نگران کننده اي را در پيش رو دارند…

آقاي درخشان شما با اصرار خود کمر آن تيم و غرور هوادارانش را شکستيد و حتي حاضر نشديد يک بار به کنار زمين بياييد و بازيکنان را هدايت نمائيد!

اينها را نمي گوييم که شما را زير سوال ببريم يا که بخواهيم تيم را به حاشيه ببريم؛ صد البته نه، بلکه اين ها را گفتيم تا بدانيد چه مسئوليت سنگيني را داريد بو بدانيد اين شما هستيد که بايد جوابگوي آن اشک هاي ريخته شده ي هواداران داماش باشيد…

 

مطمئنا با حرف زدن آن قلب هاي غمگين آرام نمي شود ، بلکه با نتايج خوب مي توانيد مسکني بر آن دردها شويد ؛ مسکني که بايد يکدلي و اتحاد را به اسکلت تيم برگرداند و اگر تا قبل از بازي با پيکان به اين خواسته ها گوش نکرديد و نتيجه اش را ديديم ، سعي کنيد تا زماني که در شهرباران هستيد به اين مهم توجه کنيد ، چون رمز موفقيت داماش در هفته هاي آتي در اين ضرب المثل خلاصه مي شود:

"همه براي يکي ، يکي براي همه"

ضرب المثلي که در بازي با پيکان ، قسمت اولش صدق کرد و بازيکنان بعد از به ثمر رساندن هر گل به سمت شما آمدند و شادي آن گل را با شما تقسيم کردند و در پايان بازي هم وقتي معدود هواداران داماش آن ها را فراخواندند با آوردن شما به طرفداران اثبات کردند ؛ همه براي موفقيت در بازي و جلوگيري از قرباني شدن او قدم برداشتند…

پس بهتر است شما هم در هفته هاي آينده قسمت دوم ضرب مثل را اثبات کنيد ، چون اين دليل، رمز موفقيت ارتش فوتبالي رشتي ها است…

 

 

 

نظرات خود را فقط از کادر نظرات پایین همین صفحه وارد کنید و پس از تائید مدیریت برای مشاهده آن اینجا کلیک کنید

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *