وارش اسپرت – تارنماي هواداران داماش گيلان : دروازه بان را مي توان مهمترين ستون يک تيم دانست. مطمئنا کمترين انتظار از يک دروازه بان جايگيري درست در چارچوب و گرفتن توپ هاي معمولي است، گرچه انتظار فوق واکنش هم انتظار بي جايي نيست؛ همان طور که يک مهاجم وظيفه اش گلزني ، هافبک بازي سازي و مدافع جلوگيري از حملات تيم حريف است ، دروازه بان هم بايد گاهي مواقع درخشش نشان دهد.
يک عمر با بومي ها
فوتبال گيلان و رشت از ليگ قدس تا همين يکي دو سال پيش دروازه بان هاي خوب وبزرگي را تحويل فوتبال کشور داده است .
در دهه شصت اميد هرندي دروازه بان ملي پوش و استثنائي استقلال رشت و منتخب گيلان، باحضورش در چارچوب دروازه سالهاي سال دروازه تيم هاي رشتي را بيمه کرده بود. دهه هفتاد ، نوبت به شير رشتي کپنهاگ يعني هادي طباطبايي رسيد که از تيم استقلال رشت به تيم ملي و باشگاه استقلال تهران رسيد و مي توان اوج عملکرد او را در بازي دانمارک ديد.
به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد
و در دهه هشتاد ، پسري از کوچه پس کوچه هاي پائين شهر و تيم شاهين رشت در فوتبال گيلان درخشيد و نسل جوان فوتبالي هاي رشت او را به علي چيلاورت مي شناسند. شايد نتوان او را به لحاظ فني هم تراز دو دروازه بان ذکر شده در پاراگراف فوق قرار داد؛اما تاثيرگذاري روحي رواني او بر تيم ، علي نظرمحمدي را به چهره اي محبوب در بين هواداران گيلاني تبديل کرده بود و حتي در نتايج درخشان پگاه 87 نقش اين دروازه بان به وضوح ديده مي شد.
اواخر دهه هشتاد که همراه شده بود با جدايي علي نظرمحمدي ، داماش به گلر جوان و بومي ديگري بها داد. شايد در فصل اول حضورش عملکرد فوق العاده اي نداشت اما حمايت کادرفني وقت و هواداران زمينه ساز موفقيت محسن فروزان شد تا در کمتر از دو سال، کاسياس رشتي ها با درخشش در دروازه تراکتورسازي بعد از سال ها به عنوان يک رشتي به تيم ملي دعوت شود. هرچند به دليل برخي اختلافات که ميان او و کادر داماش وجود دارد ، اميد و اجازه بازگشت او فعلا وجود ندارد.
ملي پوشان سابق تا ذخيره هاي ساير تيم ها
پس از صعود داماش گيلان به ليگ برتر علاوه بر پيراهن اول براي دروازه باني داماش ، پيراهن دوم هم از تن دروازه بان هاي اين شهر کنده شد تا به مرور زمان اين پست به پاشنه آشيل داماش شهر باران تبديل شود.
يکي آمد با قرار داد ميلياردي ، اما چمن مصنوعي را بهانه کرد براي کم کاري! ذخيره اش آمد تا نيمکت داماش پر شود اما به ناچار سنگر را به او سپرده شد!
سال بعد شد و يکي را که بي تيم مانده بود به داماش آمد و گفتيم به همه بها داديم براي او هم سکوي پرتاب شويم چه جايي بهتر از داماش؟! او هم در پايان فصل دست داماش را در پوست گردو گذاشت و چند تماشاگر را بهانه کرد تا به پول بهتر برسد…
ابتداي اين فصل هم که دروازه باني آمد با شصت گل خورده و اين سوال را از خود پرسيديم که گلرهايي سابقا ملي پوش چه کردند که او مي خواهد بکند؟
کی نوبت آنهاست؟!!
دروازه بان را مي توان مهمترين ستون يک تيم دانست. مطمئنا کمترين انتظار از يک دروازه بان جايگيري درست در چارچوب و گرفتن توپ هاي معمولي است، گرچه انتظار فوق واکنش هم انتظار بي جايي نيست؛ همان طور که يک مهاجم وظيفه اش گلزني ، هافبک بازي سازي و مدافع جلوگيري از حملات تيم حريف است ، دروازه بان هم بايد گاهي مواقع درخشش نشان دهد.
اما تزلزل در چارچوب دروازه داماش طي يکي دوسال اخير و خصوصا چند بازي نخست لیگ جاری که شاید به نوعي به کمتر توپي نه گفته شد، رشتي ها را به همان حداقل ها هم در چارچوب دروازه شان راضي کرده است !
آيا بهتر نبود در ابتداي فصل که توانايي مالي بالايي نداشتيم از پتانسيل همين شهر استفاده مي کرديم و روي علي نظرمحمدي براي دروازه حساب مي کرديم؟پيشنهادي که شايد هنوز هم براي انجامش دير نشده باشدو مسلما با استقبال خيل عظيم هواداران همراه مي شود.
علي ايحال اگر کادرفني توانايي چنين درخواستي از مديريت باشگاه را ندارد، بهتر نيست همين فرصت را به گلرهاي جوان و جوياي نام همين استان بدهد؟ پس چه وقت بايد لايقي فر و پورقلي درون دروازه قرار بگيرند تا به مانند هرندي ، نظرمحمدي و … سال هاي سال ما را از ورود دروزه بان بي نياز کنند؟ با توجه به آمارو ارقام بازي هاي اخير واقعا چه ضرري متوجه داماش مي شود؟
و البته همان طور که تيم نتيجه نمي گيرد به سراغ سرمربي مي روند ،بيراه نيست اگر از عملکرد مربي دروازه بان هاي داماش نگوئيم؛ تا به کي بايد شاهد تمرينات سنتي باشيم و آيا با اين نوع تمرينات مي توانيم انتظار پيشرفت دروازه بان هاي خود را داشته باشيم؟
بايد بنشينيم و منتظر بمانيم ، جوان گرايي اي که افشين ناظمي قولش را داده بود از دروازه داماش شروع مي شود يا که کماکان در حد شعار باقي مي ماند؟!